
«در نگاه بسیاری از مردم، نماینده مجلس بیشتر شبیه یک بنگاه کاریابی است تا یک مسئول قانونگذاری و نظارت.
بسیاری تصور میکنند وظیفهی اصلی نماینده، پیدا کردن شغل، امتیاز یا موقعیت برای افراد است؛ در حالی که فلسفهی وجودی مجلس، پیگیری منافع عمومی و اصلاح ساختارهای کلان کشور است.
این برداشت غلط باعث شده که بخش بزرگی از جامعه، عملکرد واقعی نمایندگان را جدی پیگیری نکند. کمتر کسی از نمایندهی خود میپرسد: چه قانونی تصویب کردهای؟ چه نظارتی بر اجرای مصوبات داشتهای؟ چه اقدامی برای شفافیت و پاسخگویی انجام دادهای؟
در عوض، توقعات فردی و شخصی جایگزین مطالبهگری جمعی شده است. وقتی نماینده به جای پاسخگویی در برابر مردم، تنها به رفع نیازهای شخصی افراد مشغول شود، نتیجه آن چیزی جز تضعیف جایگاه مجلس و کاهش اعتماد عمومی نیست.
اگر جامعه بخواهد مسیر اصلاح را طی کند، باید نگاه خود را تغییر دهد: نماینده مجلس نه کارچاقکن است و نه واسطهی روابط؛ او باید پاسخ دهد که در جایگاه قانونگذاری و نظارت چه کرده و چه دستاوردی داشته است.بازگشت به این مطالبهی اصلی، یعنی پرسشگری دربارهی عملکرد واقعی نمایندگان، میتواند مجلس را از یک بنگاه کاریابی به نهادی قدرتمند برای اصلاح امور عمومی تبدیل کند.»
